گذری از پیشگفتار کتاب مبانی معاملهگری الگوریتمی
خیلیها معتقدند پیشرفت تکنولوژی، انسان را خوشبختتر نکرده است. با این حال، بشر مسیر پیشرفت تکنولوژی را ادامه میدهد. در دنیای معاملهگری هم، علیرغم بدبینی و مخالفت ذینفعان مختلف، معاملهگری الگوریتمی رو به رشد است؛ چه دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم. شاید ذینفعانی که با معاملهگری الگوریتمی مخالفت میکنند مصداق «دشمنی با نادانستهها» باشند. در این صورت باید تلاش کنیم بیشتر بدانیم و بشناسیم. اهالی بازار سرمایه، بواسطه درک عمیقی که از «مکانیزم بازار» دارند، غالباً حامی آن هستند و صراحتاً خود را طرفدار «رفع موانع بازار آزاد» معرفی میکنند. آنها اثر معکوس «محدودیتهای حمایتی ضد بازار» را به خوبی میشناسند. آنها میدانند که انواع نرخگذاریها، سهمیهبندیها و سایر محدودیتهایی که با هدف حمایت، بهبود و تعادل بهتر وضع میشوند، نهتنها کمکی به اهداف خود نمیکنند بلکه موجب رانت و عدم تعادل بیشتر میگردند.
مایهی تعجب است که چرا برخی از این کارشناسان، با وجود اعتقاد قوی به آزادسازی بازارهای اقتصادی، به آزادسازی ابزارها و روشها در بازارهای مالی روی خوش نشان نمیدهند و مشخصاً با معاملهگری الگوریتمی شدیداً مخالفت میورزند. کارشناسانی که غالباً تنظیمگران بازارهای کالا و خدمات را تشویق به رفع محدودیتها و اعتماد به مکانیزم بازار میکنند، و حتی تنظیمگر باز پول (بانک مرکزی) را توصیه به تسهیل میکنند، برعکس، تنظیمگر بازار سرمایه را تشویق به وضع انواع موانع میکنند.
یکی از دلایل مطرح شده برای محدود کردن استفاده از ابزارهای معاملهگری الگوریتمی، حمایت از منافع معاملهگرانِ فاقد امکانات است. معالأسف این حمایت نیز اثر معکوس دارد. وضع محدودیتهای بیشتر توسط تنظیمگر بازار، بههیچوجه موجب فضای عادلانهتر بین معاملهگران نمیشود. معاملهگران بزرگ و نهادی با سرمایهگذاری بیشتر و با داشتن زیرساختها، دسترسیها و امکانات بیشتر، انواع شرایط فنی و حقوقی وضع شده توسط تنظیمگر بازار را رعایت میکنند و از ابزار معاملهگری الگوریتمی استفاده میکنند ولی معاملهگران کوچکتر پشت این موانع میمانند و از ابزارهای معاملهگری الگوریتمی محروم میشوند. گزافه نیست اگر ادعا کنیم که در اینجا هم وضع محدودیتها موجب رانت میشود؛ بنابراین برای عادلانهتر شدن فضای معاملهگری در بازار سرمایه، باید به جای اعمال محدودیتهای بیشتر برای معاملهگری الگوریتمی، استفاده از آن را تسهیل نماییم.
با این حال، حجم نگرانی و دلخوری برخی از فعالان بازار سرمایه از موضوع معاملهگری الگوریتمی عجیب به نظر میرسد. گویی برخی از همقطاران ما تصوری ماورایی از توانمندیهای معاملهگری الگوریتمی دارند و فراموش کردهاند که نهایتاً لازمه حرکت قیمت در بازار، حجم واقعی عرضه و تقاضاست. عملاً «الگوریتمِ معاملهگر» هم مانند «انسانِ معاملهگر» برای بالا بردن قیمت باید منابع مالی خود را به کار گیرد و برای پایین آوردن قیمت باید منابع دارایی خود را صرف نماید؛ و در این داستان و همه بازیهایِ زشت و زیبایِ پیرامون آن، تفاوت ماهوی بین انسانِ معاملهگر و الگوریتمِ معاملهگر وجود ندارد؛ جز سرعتِ بیشتر.
اکثر مطالب کتاب، وابستگی به یک بازار معاملاتی خاص ندارد و میتواند در بازارهای مالی مختلف از قبیل سهام، اوراق، مشتقات، انواع کالا، رمزارزها، فارکس و ... مصداق داشته باشد. در موارد معدودی، مطالبی مختص یک نوع بازار معاملاتی خاص بیان شده است. در نگارش این کتاب، مراقبت کردم که محدوده کتاب را در حدّ «مبانی» نگه دارم. اگر به سراغ حوزههای مرتبط مانند سامانههای معاملاتی، علوم داده، تحلیل تکنیکال، یادگیری ماشین و ... رفتم صرفاً برای درک نقش و جایگاه آنها در معاملهگری الگوریتمی بوده است؛ و بههیچوجه هیچکدام از این حوزهها به صورت تفصیلی و تخصصی بحث نشده است. فارغ از هدف اصلی معاملهگری الگوریتمی که کسب سود است، نمیتوان از جذابیت فنی و علمی آن صرفنظر کرد. جذابیتهایی که بعضاً در مرزهای دانش روز قرار دارند.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.